جايزه اي براي تمام فصول! / سناء شايان
اكتبر هر سال با اعلام نوبليست ها، بازار سوژه ي صفحات ادبيات و علمي روزنامه ها و مجلات داغ مي شود.
وصيت نامه ي آقاي نوبل يك وصيت نامه ي دنباله دار است، كه هر سال دنياي فرهيختگان را تكاني مي دهد، و جايزه اش كه بالاترين تقدير جهاني ست به برجستگان 4 فصل فيزيك و شيمي، طب و پزشكي، ادبيات وصلح تعلق مي گيرد.
ليست نوبل به دستان امسال، همه جا موجود است، براي همين رفته ايم سراغ اين كه جناب نوبل خان كه بوده است ؟ بعد هم از نامزدي گفته ايم، و از مظنه ي بازار جايزه و كاميابان امسال! يك داستان عجيب هم برايتان تعريف كرديم كه بخوانيد عبرت بگيريد.ولي واقعا اين همه جار و جنجال براي چه؟
آخرين وصيت نامه!
محمد جواد ملكوتي
پایهگذاری جوایز نوبل در پی وصیت آلفرد نوبل شیمی دان سوئدی و مخترع دینامیت صورت گرفت. آلفرد نوبل در طول حیاتش چندین وصیتنامه نوشت كه آخرین وصیتنامه وی اندکی بیش از یک سال قبل از مرگش در ۲۷ نوامبر سال ۱۸۹۵ نوشته شد.
در زماني كه او از استفاده ي نظامي از اختراعش در ساخت مواد منفجره به شدت ناراحت بود. یک روزنامه ي فرانسوی به مناسبت مرگ لودویگ_ برادر نوبل_ به اشتباه یک اعلامیههای درگذشت کودکان را به چاپ رساند و در آن آلفرد نوبل را «سوداگر مرگ» لقب داد؛ نوبل با خواندن این مطلب تصمیم گرفت که آخرین وصیتنامه خود را بنویسید. بر اساس این وصیتنامه، نوبل ۹۶ درصد از ثروت خود را به پایهگذاری مراسم اهدای پنج جایزه اختصاص داد.در آن وصيت آمده بود:
"کلیه داراییهای نقدشدنی اینجانب باید صرف امور زیر شود:
این سرمایه باید توسط مجریان وصیتنامه اینجانب، برای خرید اوراق بهادار مطمئن سرمایهگذاری شود تا از سود آن هر ساله به افرادی که در سالهای آینده به حال بشریت بهترین بهرهها را به ارمغان میآورند جوایزی اعطا شود. سود حاصل از سرمایه مذکور باید به پنج قسمت مساوی تقسیم شده و به پنج مورد زیر اختصاص یابد: یک قسمت به شخصی که به مهمترین کشف یا اختراع در زمینه فیزیک دست زده باشد؛ یک قسمت به شخصی که به مهمترین کشف یا پیشرفت در زمینه شیمی دست زده باشد؛ یک قسمت به شخصی که به مهمترین کشف در زمینه فیزیولوژی یا پزشکی دست زده باشد؛ یک قسمت به " شخصی که در عرصه ادبیات بارزترین اثر را با گرایشی ایدهآلیستی خلق کرده باشد؛ و یک قسمت به شخصی که برای ایجاد برادری در میان ملتها و انحلال یا کاهش نیروهای نظامی یا برگزاری یا حمایت از همایشهای صلحطلبانه بزرگترین و بهترین کار را انجام میدهد.
جوایز فیزیک و شیمی باید توسط آکادمی علوم سوئد؛ جوایز فیزیولوژی و پزشکی توسط موسسه کارولین در استوکهلم؛ جوایز ادبیات توسط آکادمی استوکهلم و جوایز قهرمانان صلح توسط کمیتهای که توسط استورتینگ انتخاب شده اهدا شوند. خواسته ي آشکار من این ست که در اهدای این جوایز، ملیت شخص مورد توجه قرار نگیرد تا صرف نظر از آنکه او اهل اسکاندیناوی است یا نه، شایستهترین فرد این جایزه را دریافت کند."
معروف است که نوبل به علت خصومتی که با یک دانشمند ریاضی داشت جایزه ریاضی تعیین نکرد. اگرچه وصیتنامه نوبل بنیانگذار این جوایز بود، اما طرح او کامل نبود وبه دلیل پارهای موانع ۵ سال طول کشید تا بنیاد نوبل تاسیس شود در ۱۰ دسامبر سال ۱۹۰۱ اولین جوایز نوبل اهدا گردند.
علاوه بر 4 آكادمي و موسسه اي كه نوبل خود معرفي كرده بود، پنج کمیته نوبل هم بر روي برای توزیع هر يك از جوايز مطالعه میکنند (از جمله کمیته نروژی برای جایزه صلح). افزون بر آن چهار انستیتو یا مؤسسه نوبل هم وجود دارد که هریک برای یکی از چهار جایزه فوقالذکر فعالیت میکنند.
کمیتههای پنجگانه نوبل هریک سه تا پنج عضو دارند که توسط هیئت مربوط تعیین میشوند. کسی نمیتواند خود را نامزد دریافت جایزه نوبل کند. کسانیکه میتوانند معرف نامزدهای جوايز نوبل باشند:
برندگان سابق جوايز نوبل (در رشته مخصوص خود)
اعضاء هیئت اعطاء جوایز و اعضاء کمیتههای نوبل (در رشته مخصوص خود)
استادان برجسته دانشگاه و آنهائی که توسط اعطاء کنندگان جوایز انتخاب میشوند.
ناشر اثر نامزد. (در مورد ادبیات)
اعضاء پارهای از سازمانهای پارلمانی یا حقوقی بینالمللی (برای جایزه صلح)
اعضاء پارلمانها و کابینهها (برای جایزه صلح).
طريقه ي نامزدي و پيروزي!
سيد مهدي نظام الدين
در مقایسه با سایر جوایز، روند پیشنهاد نامزد و انتخاب برنده جوایز نوبل طولانی و موشکافانه است. به همین دلیل است که در گذر سالها، جوایز نوبل به مهمترین و پروجههترین جوایز در نوع خود تبدیل شدهاند. فرمهایی که به منزله دعوتنامههای شخصی و اختصاصی است، به ۳۰۰۰ شخص منتخب ارسال میشوند تا از آن ها برای اعلام نامزدی دعوت به عمل آید.
اعلام نامزدی توسط خود شخص از درجه اعتبار ساقط است. همچنین افرادی که در قید حیات هستند میتوانند نامزد دریافت این جایزه شوند. بر خلاف بسیاری جوایز دیگر، نامزدهای دریافت جایزه نوبل به طور علنی معرفی نمیشوند و هرگز به آنها اعلام نمیشود که آن ها برای دریافت جایزه، مورد نظر هستند. موارد ثبت شده به مدت پنجاه سال مهروموم میشوند.
پس از اتمام مهلت اعلام نامزدی، یک کمیته موارد نامزدی را جمعآوری میکند تا به فهرست اولیهای که از ۲۰۰ نامزد تشکیل شده برسد. این فهرست برای کارشناسان منتخب در حوزه کار هر یک از نامزدها ارسال میشود تا این که فهرست مذکور به ۱۵ نامزد نهایی محدود شود. پس از آن گزارشی را به انضمام نظرات مربوطه تهیه میکند و آن را به آکادمی یا بر حسب زمینه جایزه به دیگر نهاد مربوطه میفرستد.
انتخاب افراد متوفی به عنوان برنده جایزه مجاز نیست. گاهی با استناد به این واقعیت که برخی افراد که لایق دریافت جایزه نوبل بودهاند به خاطر این که پیش از مرگشان نامزد دریافت این جایزه نشدهاند، انتقاداتی صورت گرفتهاست. در دو مورد جایزه نوبل به افراد متوفیای که در هنگام نامزد شدن زنده بودهاند اهدا شدهاست. این دو مورد عبارتند از دگ همرسکیورد دبیر کل سازمان ملل (۱۹۶۱، جایزه صلح) و اریک اکسل کارفلت (۱۹۳۱، ادبیات) ؛ به هر دو نفر در همان سالی که فوت کردند جایزه اهدا شد. از سال ۱۹۷۴ به بعد، به افراد متوفی جایزه اهدا نشدهاست. ویلیام ویکری (۱۹۹۶، اقتصاد) پیش از آنکه جایزه را دریافت کند درگذشت و این مسئله پس از آن بود که برنده شدن وی اعلام شده بود.
چيست اين جايزه؟
محمد جواد ملكوتي
کمیتهها و موئسساتی که جزء هیئت انتخاب جوایز هستند اغلب نام برندگان را در ماه اکتبر(مهرماه) اعلام میکنند. این جوایز در یک مراسم رسمی که در ۱۰ دسامبر یعنی سالگرد درگذشت آلفرد نوبل برگزار میشود به برندگان اهدا میشوند. هر سال هر یک از جوایز حداکثر به سه نفر اهدا میشود. هر جایزه عبارت ست از یک مدال طلا، یک دیپلم افتخار و مبلغی پول. در حال حاضر مبلغ اهدایی در حدود ۱۰ میلیون کرونای سوئد (اندکی بیش از یک میلیون یورو یا ١/٣ میلیون دلار امريكا) میباشد. اصولا اهدای این مبلغ با این هدف صورت گرفتهاست که برندگان نوبل، به دور از فشار تامین مخارج، به کار و تحقیق ادامه دهند. اما واقعیت این ست که بسیاری از برندگان، پیش از دریافت این مبلغ بازنشسته میشوند. اگر در یک گروه دو نفر برنده شوند، مبلغ مذکور بین دو نفر نصف میشود. اگر تعداد برندگان سه نفر باشد، کمیته اهدای جوایز مختار است که این مبلغ را بطور مساوی بین سه نفر تقسیم کرده یا اینکه به یک از برندگان یکدوم و به هر یک از دو نفر دیگر یکچهارم مبلغ مذکور را اهدا کند. معمولا دریافتکنندگان این مبلغ، آن را برای اهداف علمی، فرهنگی یا انساندوستانه، وقف میکنند.
از سال ۱۹۰۲، شاه سوئد، بهجز جایزه صلح نوبل، رسما کلیه جوایز را در استکهلم اهدا کردهاست. پادشاه اسکار دوم در ابتدا با اهدای جوایز بزرگ ملی به خارجیها مخالف بود، اما گفته میشود پس از آن که به ارزش تبلیغاتی این جوایز برای کشورش پی برد نظرش عوض شد. اولین جایزه صلح نوبل در سال ۱۹۰۱ توسط رییس مجلس نروژ اهدا شد تا اینکه در سال ۱۹۰۴ کمیته نوبل نروژ تشکیل شد. پنج عضو این کمیته توسط پارلمان نروژ (استورتینگت) منصوب میشوند و انجام امور مقدماتی مربوط به داوری و نیز اهدای جایزه صلح نوبل بر عهده این کمیتهاست. اعضای این کمیته مستقل هستند و به قانون گزاران پاسخ گو نمیباشند. اعضای دولت نروژ حق عضویت در این کمیته را ندارند.
نوبل بهدستان امسال
سناء شايان
امسال دانشمندان فرانسوي و آلماني نوبل پزشكي را باهم تقسيم مي كنند، از آن جا كه ايدز هر روز دست و پايش را در خون انواع بشر باز و باز تر مي كند، دو دانشمندان بشر دوست، فرانسوا بار-سینوسی و لوک مونتانیه،به خاطر كشف ويروس نقص ايمني اكتسابي يا ويروس ايدز نصف جايزه را از آن خود كردند. به گفته ي کمیته نوبل کار این دو دانشمند "به ایجاد راههایی برای تشخیص بیماران و غربالگری فراوردههای خونی انجامید" که مانع گسترش همهگیری جهانی (پاندمی) بیماری ایدز شد.مونتاتيه جايزه اش را به مبتلايان بخشيد و وعده داد كه نتيجه ي تحقيقات در قالب"واكسن درماني"براي اين بيماري منتشر شود.
زور هوسن آلمانی هم به خاطر كار بر روي اولين قاتل خاموش زنان و دومين سرطان زنانه با آن دو در نوبل امسال شريك شد.
نامبو ي 87 ساله ي آمريكايي تازه نتيجه ي كاري را در دهه ي 1960( براي كشف ساز و كارهاي "گسيختگي خودبه خودي" در فيزك زير اتمي )انجام داد!گرفت!البته او "منشا تقارن گسيخته" را هم پيدا كرد و بالاخره براي "گسيختگي خودبه خودي تقارن"در ابر رسانايي و ذرات بنيادي مورد تقدير قرار گرفت.
كوباشي و ماسكاوا دو دانشمند ژاپني هم در دهه ي 1970به توضيح مفهوم تقارن گسيخته ادامه دادند.ولي فرضيات آن ها تقريبا سه دهه بعد تائيد شد و حالا همه با هم خوشحال اند از توبل گرفتن شان.
ژاپني ها و آمريكايي ها نوبل شيمي را هم با هم بردند، اين بار دو آمريكايي به اسم، مارتین چالفیه از دانشگاه کلمبیا در نیویورک و راجر تسین از دانشگاه کالیفرنیا در ساندیهگو و يك ژاپني آمريكا نشين به نام اوسامو شیمومورا، جايزه را با كار بر روي عروس دريايي صيد كردند.
آن ها به خاطر كشف پروتئیني در عروس دريايي كه دارای خاصیت فلورسانس سبز است كلي پولدار شدند.
"تلاش هاي مهم" هم بهانه اي بود براي دادن جايزه ي صلح نوبل به مارتي آهتيساري رئيس جمهور سابق فنلاند!او به عنوان ميانجي سازمان ملل براي حل مناقشات بين ملل تلاش هاي بسياري براي برقراري صلح در اروپا، آفريقا و آسيا و در جدايي كوزوو از صربستان كرد.
نوبل ادبيات هم در دستان نويسنده ي فرانسوي كه محبوب دل جوانان است جاي مي گيرد، گرچه ژان ماري گوستاولوكلزيو در بين ايراني ها نا شناخته ست ولي نويسنده ي خجالتي و كم حرف كتاب "بيابان" نوبل به دست خواهد شد.
رياضيات جا مانده!
مريم نقشي
دلایل فراوانی وجود دارد که چرا نوبل برای ریاضیات جایزهای در نظر نگرفت. در وصیتنامه نوبل از ارائه جوایز به آن دسته از«اکتشافات و اختراعاتی» صحبت به میان آمده که برای نوع بشر در عمل بیشترین فایده را داشتهاند، و به احتمال جنبه عملی این کارها بیش از جنبه تئوریک آن مورد نظر بودهاست. در نتیجه ریاضیات علمی نبود که به حال بشریت فایدهای عملی داشته باشد؛ چیزی که اساس تشکیل بنیاد نوبل را تشکیل میداد. یک دلیل احتمالی دیگر این بود که پیش از آن در اسکاندیناوی یک جایزه مشهور برای ریاضیات وجود داشت. جوایزی که در آن زمان در زمینه ریاضیات داده میشد، عمدتا به دلیل تلاشهای گوستا میتاگ لفلر بود که بنیانگذار نشریه «اکتا متمتیکا» بود و این نشریه پس از گذشت یک قرن همچنان یکی از مهمترین نشریات ریاضی در جهان است. او با استفاده از نفوذش در استکهلم، شاه اسکار دوم را متقاعد کرد تا رقابتهای جایزهداری را ترتیب داده و از ریاضیدانان برجسته سراسر اروپا از جمله هرمیت، برتراند، ویرستراس و پوینکار تقدیر بعمل آورد. درسال ۲۰۰۱، دولت نوروژ ارائه جایزه آبل را در زمینه ریاضیات آغاز کرد تا جای خالی جایزه ریاضی نوبل را پر کند. جایزه شاو نیز که اهدای آن در سال ۲۰۰۴ آغاز شده و به جایزه نوبل شباهت دارد، در زمینه علوم ریاضی اعطا میشود. مدال فیلد اغلب به «جایزه نوبل ریاضی» تشبیه میشود، اما از آنجا که این جایزه به ریاضیدانان زیر چهل سال محدود میشود، این مقایسه چندان مناسب نیست. جایزه کرافورد در زمینه ریاضی، مانند جوایز علمی نوبل، توسط آکادمی سلطنتی سوئد اعطا میشود. به طور کلی، این جایزه معادل جوایز علمی نوبل است.
دوبل نوبل!
محمد جواد ملكوتي
در تاریخ جوایز نوبل تنها چهار نفر بودهاند که دوبار موفق به دریافت جایزه شدهاند. این افراد عبارتند از:
ماری اسکلودوسکا کوری
فیزیک (۱۹۰۳): کشف رادیو اکتیویته
شیمی(۱۹۱۱): انزوای رادیوم خالص
لینوس پولینگ
شیمی (۱۹۵۴): نظریه اوربیتال بههمآمیخته
صلح(۱۹۶۲): عملگرایی پیمان منع آزمایشهای هستهای
جان باردین
فیزیک(۱۹۵۶): اختراع ترانزیستور
فیزیک(۱۹۷۲): نظریه ابررسانایی
فردریک سانگر
شیمی(۱۹۵۸): ساختار مولکول انسولین
شیمی(۱۹۸۰): توالی ویروس نوکلئوتاید
علاوه بر این، سازمان بینالمللی صلیب سرخ (ICRC) در سالهای ۱۹۱۷، ۱۹۴۴ و ۱۹۶۳ جایزه صلح نوبل را دریافت کرد. دو جایزه اول، بطور ویژه به خاطر تلاشهای این گروه در طی جنگهای جهانی اعطا شدند.
تنها خواهر-برادرانی که برنده جایزه نوبل شدند جان تینبرگن (اقتصاد ۱۹۶۹) و برادر کوچکترش نیکو تینبرگن (پزشکی، ۱۹۷۳) بودند. تنها یک نفر برنده هر دو جایزه اسکار و نوبل بودهاست. جورج برنارد شاو از ایرلند درسال ۱۹۵۲ جایزه ادبیات نوبل و در سال ۱۹۳۸ به خاطر بهترین بازی روی صحنه، جایزه اسکار را به خود اختصاص داد.
ماريوكاپچي ،دختر اواره ديروز،برنده نوبل پزشكي .
بي خانمان،نوبل را برد
زينب كوهيار
زندگي هميشه به روال بد پيش نمي رود .اين يك جمله معروف براي آرامش دادن به آدم هايي است كه اسير بدي هاي زندگي شده اند.يا سختي ها هر روز به آنها مي گويد"بالاخره شكسته خواهي شد"اما واقعيت اين است كه روال زندگي هميشه هم روي غلتك سختي و مصيبت نيست حتي اگر اين سختي ها به اندازه بي خانماني و دوري از مادر در دوران كودكي باشد.ماريو كاپچي_زني كه جايزه نوبل پزشكي را دريافت كرد-روزي به دليل جنگ خانمان سوز جهاني كه آدم هاي بسياري مثل او را قرباني كرده بود،از مادرش جدا شد و در خيابان هاي ايتاليا سرگردان.
روز ورود آلماني هاي اشغال گر به خاك كشور ماريو هميشه در خاطرش مي ماند به خصوص زماني كه آنها مادرش را در اردوگاه نازي ها به عنوان زنداني سياسي اسير كردند و ماريو بدون هيچ سر پناهي و در مدت چهار سال در خيابان ها رها بود.
ماريو مي گويد"پول هايي كه مادرم به من داد ته كشيد و آواره شدم.فقط سه سال و نيم داشتم وقتي مادر را به اردوگاه "داخائو "بردند و من تنها شدم."
ماريو در اين چهار سال ،بودن در يتيم خانه را هم تجربه مي كند.او در خيابان ها مي خوابد ،به دسته كودكان آواره اي كه دست بي رحم جنگ جهاني دوم ،يتيم شان كرده مي پيوندند و طبق معمول تمام جنگ ها و آوارگي ها ،ماريو و هزاران بچه مثل او هميشه گرسنه بودند.
اين گرسنگي ها زياد هم به ضرر برنده نوبل آينده تمام نشد.به خصوص زماني كه سوءتغذيه گرفت و در بيمارستان بستري شد. به اين دليل كه بعد از پايان جنگ ،مادر ماريو فرزندش را جستجو مي كند و ازهمين مدارك و قراين بستري بودنش ،بعد از يك سال جستجو مادر و دختر به هم مي رسند.
آن دو از شهر رجليو اميا در ايتاليا به امريكا مي روند و از اين به بعد روال زندگي ماريو بعد در كنار مادر سربالا يي هاي دشواري را رد مي كند و در سرازيري مي افتد.
دايي ماريو در امريكا يك فيزيك دان عالي بود.ماريو-با اينكه هنوزانگليسي نمي دانست- خيلي زود در كناراو فيزيك را ياد گرفت و بعد هم رفت سراغ علاقه اش .يعني زيست شناسي.
و بعد از اين بود كه نوبل پزشكي را به خاطر كشف ژني كه موش ها فاقد آنند برد.اين تحقيق او به دانشمندان در درك عملكرد ژن هاي مجزا كمك زيادي كرد.
خانم كاپچي يا خانم پروفسور كاپچي ،تمام سختيها ي دوران كودكي را با وجود تلخي شان در سخنراني اش در دانشگاه يوتا _1997_ موثر در موفقيت هايش دانست.
ماريو سرسخت و تلاشگر شد و به زندگي چنگ زد .اين استقامتش را بالا برد به حدي كه بشود ادعا كرد تمام موفقيت هاي ماريو از همان چهار سال آوارگي اش بوده.
ماريو كاپچي مي تواند هم الگو و هم مايه شرمساري دانش آموزاني باشد كه در رخت خواب پر قو ناز نوازش هاي هر شب تا صبح والدينشان ،نيم نگاهي هم به پيشرفت علمي ندارند.
شايد هم مايه اميد براي تمام كساني كه همين الان در سختي و مشكلاتي به بزرگي مشكلات ماريو زندگي مي كنند و آرزو دارند بتوانند مثل ماريو باشند.
نوبل در آغوش هاي از پيش تعيين شده
زينب كوهيار
بودن اين نوبل با اين هم سروصداهايش چه كمكي به بشر مي كند؟اينكه يك عده آدم دور هم جمع مي شوند و با سروصدا كسي كه چهار تا موش را دستكاري كرده و آنها سرشان از تنشان بزرگتر شده ،يا دست برده توي ژن هاي آدم كه باهوش تر بشود و طول عمرش بيشتر ،به چه درد مردم مي خورد؟ براي اين سوال جواب هاي زيادي وجود دارد.بي انصافي است اگر بگوييم نتايج تحقيقات نوبل برها به دردمان نمي خورد،به اين دليل كه ما اصلا نمي فهميم آنها چه مي گويند.يا بخواهيم لذت بردن جايزه به اين شكري را از دانشمندانمان بگيريم چون هياهوي نوبل و دليلش را نمي دانيم.
.شايد هم نوبل را بشود بااين صغري و كبري چيدن توجيه كردكه از آنجايي كه دانشمندان هم انسانند و تمام انسان ها به هيجان احتياج دارند و اين آدم هاي اهل علم زياد فرصت آمدن به ورزشگاه و مثل من و شما جيغ كشيدن را ندارند ،نوبل را ابداع كردند تا تخليه هيجاني شوند.هم زماني كه نوبل را مي برند و فرياد خوشحالي مي كشند.هم زماني كه نوبل را نمي برند را از بي اعصابي به در و ديوار مشت و لگد مي زنند.
اين جواب تا يك جايي درست است.شايد هم بشود گفت نوبل دارد به فوتبال نزديك مي شود.و تمام خطراتي كه براي يك مسابقه فوتبال هست براي نوبل هم هست.فوتباليست ها با ساقهاي ارزشمندو پول سازشان به ميدان مي آيند و در معرض تكل و حمله مدافعان و مهاجمان تيم مقابل قرار مي گيرند.انها گاهي پول مي گيرند كه بد بازي كنند يا ببازند.يا داور اسير تمنيات و تعصباتي مي شود ورشوه مي گيرد كه پنالتي هاي يك تيم را بگيرد و نگيرد.(اين ها در دنيا مصداق دارد،اما تمام ورزشكاران و داوران و دست اندركاران ورزش ،به خصوص در كشور ما از اين جنس نيستند)
نوبل هم گاهي سياسي مي شود.طرحت رد مي شود و پذيرفته نمي شود چون مال فلان كشوري.يا منافع مالي چند نفر از نوبل گرفتن تو به خطر مي افتد،پس تو آني نيستي كه بايد نوبل بگيرد.
نوبل هم مثل فوتبال تمام اين خار و خاشاك هارا بايد كنار بگذارد ،هرچند هنوز نمي شود گفت نوبل كاملا احاطه شده اما نبايد بگذارند نوبل درگير چنين مسائلي شود.وگرنه طعم شيرين نوبل گرفتن ،تلخ و گس مي شود و انگيزه براي برنده نوبل بودن هم به اندازه رفتن به ورزشگاه و حتي ديدن يك مسابقه كه نتيجه اش از پيش تعيين شده هيجان آور نخواهد بود.پس بايد در مورد نوبل حداقل انسان بمانيم و هيجان علمي اش را به كسالت شكست تبديل نكنيم.
جواب هاي ديگر به اين سوال را مي گذاريم به حساب پيش بيني شما.ما كه در تعجب سياست زدگي علم مانديم .
شرح عكسي كه نقشه جهان است:نقاط پررنگ بييشترين نوبل و نقاط كم رنگ كمترين نوبل را گرفته اند.
|